آنچه نگارنده را به نوشتن این سطور واداشت، حسی بود خوشایند از بروز استعدادهای جدید شعری لارستان. شهری که تا قبل از این اغلب شعرایش از شعرهایشان یا ابزاری می ساختند برای خرید شفاعت دنیا و عقبی و وسیله ای برای حصول آبرو و مقام! یا سنگی ناشاعرانه بر سینه خود می زدند و خطی کاسبکارانه به حساب خود می کشیدند! و یا در نهایت امر نگهبان بی شکوه مزار شعرای قبل خویش بودند! اما طیف جدید شاعران این اقلیم در قالب «انجمن شعر آفتاب» که بیش از چهار سال است بطور مستمر شکل می گیرد، توانسته اند خود را به عنوان وزنه های شعری منطقه معرفی کنند.
یکی از چهره های شاخص این محفل «خلیل روئینا» است که هرچند سرودن شعر را بسیار دیر شروع کرد اما پختگی شخصیتی اش در این سن توانست اکسیر اندیشگی را به اشعارش تزریق نماید. اشعر وی که غالبا غزل هستند در عین داشتن وزن های سخت و نامتعارف از چنان ظرافتی برخوردار است که به حتم برای خوانش آن به هرمنوتیک نیاز است. توجه وی به واژگان همخوان و تسلط به بیان نو در ساحت زبان پیراسته و پرداخته و توجه به درونمایه ها و مضامینی که هریک به نوعی از «وهن» انسان امروزی می گوید.
روئینا هرچند در اشعار متاخر خود (به اعتقاد نگارنده) به ورطه تغزل پراستعاره و پردست انداز و بدخوان افتاده اما پتانسیل عظیم وی در پرداخت شاعرانه هر موضوعی همچنان همگان را به تحسین وامی دارد.
«مریم کامیاب» به عنوان پدیده نو این انجمن توانسته است زلالی واژه های تراشیده و بلورین آهنگ دار را به قالبی زیبا برای مضامینی بکر و امروزی مبدل کند و با شروع طوفانی، توقع همگان را از خویش استعلا دهد. بی شک وی با تسلطی که به عروض شعری و تکنیک های غزل سرایی امروز دارد و در سایه ارتباط و تعامل خوبی که با دیگر غزل سرایان مطرح دارد می تواند مطلعی برای خورشید غزل نو در این جغرافیا باشد.
«عبدالرضا مفتوحی» بواسطه طنازی ذاتی خود و لطایف اشعارش از چهره های شناخته شده تر این محفل است که به حق بایستی تلاش و پیشرفت وی را در این عرصه ستود. اشعار وی به لحاظ ریتم بسیار خوش خوان و روان است و شیطنت های همیشگی اش از ذات «شاعر» به بطن «شعر» تزریق می شود. تجربه های وی در حوزه زبان و بافت فولکلوریک و عامیانه نیز از تجارب جذاب و موفقیت بخش بوده است. اما نگارنده معتقد است وی همچنان از تشتت موضوعی و نیافتن «تفرد» خویش رنج می برد!
«عاطفه آریان»، «مهدی کوه پیما»، «حسین طاهری» و «فیروزه خرم بخت» که اعتقاد درام همچنان در پی آزمون و خطا و در جستجوی یافتن لحن شخصی خود هستند نیز دارای پتانسیلی اند که هرآن می توانند از شعرای کهنه کارتر انجمن سبقت بگیرند.
«عنایت سیار» نیز که عضو پاره وقت این محفل است در سایه ترسیم فضاهای متفاوت و آوانگارد در قالب زبان معیار و رفاقت هایی که با جریان های شعر استان دارد توانسته با وجود اشعار کم، جایگاه بلندی یابد.
اگر به تمامی این شاعران کلاسیک نام هایی همچون «نوید بازیار» و «صادق اخضری» که بیشتر در حوزهشعر آزاد و زبان گفتار تجربه دارند اضافه کنیم، ترکیبی حاصل می شود که حداقل تاکنون در نوع خود بی سابقه بوده است.
بی شک اگر درکنار چهره های شعر لار، شعرای کل منطقه لارستان را به تشریک مساعی بیشتر فراخوانیم، وزنه ها و جریان شعری استان از شمال آن به سمت جنوب سنگینی می کند.
