<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>منشی آن‌لاین</title>
<link>http://monshionline.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 21 Sep 2008 23:10:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>مرگ، افیون توده فلک زده</title>
<link>http://monshionline.blogfa.com/post-23.aspx</link>
<description>
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;img vspace=&quot;1&quot; hspace=&quot;1&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;right&quot; style=&quot;width: 176px; height: 176px;&quot; src=&quot;http://arsalanb.files.wordpress.com/2008/06/diediemy20darling.jpg&quot; /&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;
این توفیق را یافته ایم تا بر اساس جبر تاریخ و محیط و توارث، در ملک ما جان آدمیان بهایی ناچیز داشته باشد! «توفیق» به این دلیل که پدیده «مرگ» گویی در این جغرافیا افسون گری و رمزآلودی خود را (بدلیل تکثر زیاد و هر روزه اش) از دست داده و مبدل به اتفاقی عادی و روزمره شده است. از سیل و زلزله و دیگر پدیده های طبیعی (که در ملک ما به «بلایای طبیعی» موسوم اند!) گرفته تا تصادفات جاده ای و قتل و اعدام، همگی مسبب شده اند تا حداقل لفظ مکرر «مرگ» به عادت شنیداری اهالی این ملک مبدل گردد!
&lt;br /&gt;گویی همه ما عادت کرده ایم پس از شنیدن خبر سیل یا زلزله ای خفیف، تلفات جانی آن را هم به راحتی بپذیریم، درصورتی که آمار تلفات خیلی از جنگ های تاریخ شاید کمتر از این پدیده های طبیعی در کشور ما باشد. چه کنیم که در سرزمینی زیست می کنیم که نفت خود را به بشکه ای صد دلار می فروشد اما نزد دولتمردان آن اهمیت «هولوکاست» و زور زدن جهت اثبات دروغ بودن آن بیشتر از اصلاح جاده و گردنه ای است که هر هفته ده ها نفر در آن جان خود را از دست می دهند!
&lt;br /&gt;از سویی دیگر فلاکت و بدبختی خیل کثیری از آدمیان که با انواع مشکلات معیشتی و روحی و روانی درگیر هستند سبب می شود تا «مرگ» را نوشیدن شربتی شیرین بدانند که با «آغاز» آن تمامی مشکلاتشان «پایان» می پذیرد. این عده برای تسکین انواع آلام خود، آخرت خود را مشحون از نعمتهای غیر قابل دسترس خود در این دنیا متصور می شوند؛ از حوریان بهشتی گرفته تا انواع خوردنی هایی که هروقت اراده کنند به کام خویش می بینند!&lt;br /&gt; شاید از این رو است که «سال مرگ» های ما در این سرزمین بسیار باشکوه برگزار می شود و رنگ خاکستری مرگ بر گوشه گوشه های محل زیستمان پاشیده شده و طعم گس مرگ، مزه غالب زبانمان است!!&lt;/font&gt;
&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Sun, 21 Sep 2008 23:10:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=monshionline&amp;postid=23</comments>
<dc:creator>monshionline</dc:creator>
<guid>http://monshionline.blogfa.com/post-23.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>از 1285 تا 1385</title>
<link>http://monshionline.blogfa.com/post-21.aspx</link>
<description>











&lt;p dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;لابد هر ایرانی بایستی بدلیل جنبش «مشروطه خواهی» 102 سال
پیش بر خود ببالد.&lt;o:p /&gt;&lt;br /&gt;آنگاه که آدم این ملک با دستی ملات کاه گل سنت را بر
دیوارهای خانه خود می کشید و با دست دیگر روزنامه احزاب «دموکرات» و «اجتماعیون»
را تورق می کرد!&lt;o:p /&gt;&lt;br /&gt;این آدمیان حتی پیشوند «مشروطیت» را برای «سلطنت» برنمی
تابند و &lt;span style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;72&lt;/span&gt; &lt;img vspace=&quot;1&quot; hspace=&quot;1&quot; border=&quot;1&quot; align=&quot;right&quot; src=&quot;http://www.actioninengland.gb.com/GalleryTwo/A%20typical%20liberal%20(Left).jpg&quot; style=&quot;width: 210px; height: 198px;&quot; /&gt;سال بعد از انقلاب مشروطه، انقلابی دیگر را خلق می کند. اینبار پسوند
«مشروطه» به «اسلامی» مبدل می شود تا کام دل بجای اقیانوس «دیانت» از حوضچه
«ایدئولوژی» گرفته شود!&lt;o:p /&gt;&lt;br /&gt;ملا و مکلا در معرض انتخابات ملی قرار می گیرد تا بعد آن
شخص دوم این ملک خطاب شود.&lt;o:p /&gt;&lt;br /&gt;27 سال پس از آن نیز «محمود احمدی نژاد» رئیس جمهور همین
آدمیان می شود. اینک هیچکدام از نوادگان مردمی که در انقلاب مشروطه خود، روزنامه
«دموکرات» ها را در دست داشتند حتی لفظ «دموکراسی» را از دهان رئیس «جمهور» خویش
نمی شنوند(!)&lt;o:p /&gt;&lt;br /&gt;لابد هر ایرانی بایستی بدلیل جنبش مشروطه خواهی 102 سال پیش
بر خود ببالد!&lt;/font&gt;&lt;span&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt; &lt;/font&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;


</description>
<pubDate>Mon, 04 Aug 2008 21:36:11 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=monshionline&amp;postid=21</comments>
<dc:creator>monshionline</dc:creator>
<guid>http://monshionline.blogfa.com/post-21.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عشق، عشق است</title>
<link>http://monshionline.blogfa.com/post-18.aspx</link>
<description>























&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;





















&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;همیشه نوشتن از موضوعاتی که لقلقه زبان همگان است دشوار
است! موضوعاتی که همچون عارضه ای اپیدمیک، ذهن و زبان همگان را مشغول می کند. مثل
«عشق»!&lt;o:p&gt;&lt;br /&gt;اما به اعتقاد نگارن&lt;img vspace=&quot;1&quot; hspace=&quot;1&quot; border=&quot;1&quot; align=&quot;right&quot; style=&quot;width: 294px; height: 203px;&quot; src=&quot;http://amirpix.persiangig.ir/image/real_love.jpg&quot; /&gt;ده برای رسیدن به تعریفی حداقلی در مورد
عشق؛ رویکرد «سلبی» به آن کوتاه ترین راه است. یعنی با شمردن آنچه عشق «نیست»، خود
به خود «معنای» عشق مستفاد می شود. همچنان که برای تعریف «شعر» بهتر است که بدانیم
چه متنی شعر «نیست»!&lt;o:p&gt;&lt;br /&gt;بی شک «عشقی» که با شیدایی و کوری و ذوب در محبوب آغاز می
شود و درصورت امتناع حاجت با تهدید به خودکشی و اسیدپاشی(!) ادامه می یابد و پس از
ازدواج با زیاد شدن «دفترچه های قسط»، همچون انتهای چوب کبریت خاموش می شود نه
«عشق» که آروق عقده های فروخفته فرد است!&lt;o:p&gt;&lt;br /&gt;«عشقی» که با یک تماس تلفنی افتتاح می شود و در بهترین حالت
ممکن با تفسیر اشعار «فریدون مشیری» و «سهراب سپهری» فعلیت می یابد و با توصیف
چهره «آنجلینا جولی» و اندام «جنیفر لوپز» ادامه می یابد و در انتها با دعوت به
«خونه خالی»(!) و نگرفتن کامی دلخواه به تیتراژ پایانی خود می رسد!&lt;o:p&gt;&lt;br /&gt;«عشقی»که با تقدس و لاهوتی کردن محبوب، جرقه می خورد و
روزگاری بعد با گفتن «قربونت برم» به همسر و نگاه معنادار به اندام موزون زن
همسایه (یا پسر همسایه) به تحملی تلخ و گزنده و طاقت سوز مبدل می شود!&lt;o:p&gt;&lt;br /&gt;«عشقی» که در ابتدای امر با ادبیات رمانتیک و لفظ قلم و
شخصیتی متین و تابع و پاچه خوار(!) آغاز می شود و چند صباحی بعد به محض تصاحب
محبوب، با ادبیات مبتذل و سخیف و خاک توسری و شخصیتی زورگو و بی منطق، رتق و فتق
می شود!&lt;o:p&gt;&lt;br /&gt;و «عشق» آتشینی که با شعار گزاف «یا تو یا مرگ» متولد می
شود و پس از استماع جواب منفی، یک هفته بعد «یا تو یا مرگ» را به دیگری می گوید!&lt;o:p&gt;&lt;br /&gt;«عشقی» که...&lt;o:p&gt;&lt;br /&gt;آری تمام اینها نه «عشق» که صرفا فرافکنی و تخلیه دو عقده
بزرگ آدمیزاد است: «عقده مالکیت» و «عقده جنسی».&lt;o:p&gt;&lt;br /&gt;همان عقده هایی که با ظاهر شدن چند لک و جوش در صورت محبوب
خویش یا گنده شدن شکم وی یا کچل شدنش، مایحتاج سیرناشدنی خویش را از دیگران مدد می
کند(!) و همان عقده هایی که به محض تصاحب و مالکیت بر موجودی بنام «معشوقه» به
یکباره مبدل به آدمی واجد انواع رذیله های اخلاقی می شود.&lt;o:p&gt;&lt;br /&gt;آری تمام اینها «عشق » نیست؛ &lt;o:p&gt;&lt;br /&gt;عشق، عشق است.&lt;/o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;




</description>
<pubDate>Sun, 06 Jul 2008 19:33:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=monshionline&amp;postid=18</comments>
<dc:creator>monshionline</dc:creator>
<guid>http://monshionline.blogfa.com/post-18.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فیلسوف ها و شومن ها (تحشیه ای بر جریان موسوم به «غزل پست مدرن»)</title>
<link>http://monshionline.blogfa.com/post-16.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot; size=2&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 222px; HEIGHT: 148px&quot; alt=&quot;&quot; hspace=1 src=&quot;http://www.kanoonandisheh.com/UserFiles/ir22(1).jpg&quot; align=right vspace=1 border=1&gt;با یک نگاه «استقرایی» (رسیدن از جزء به کل)، ترکیب «غزل پست مدرن» به خودی خود بی اشکال است. یعنی آنجا که این جریان نه آیینه تمام قد این مکتب یا وضعیت که مبین رگه هایی از مرام نامه نانوشته این نحله فکری است! از این دیدگاه چه زیبا و پیشروانه است اینکه غزل «سلطان بلامنازع و مستبد دنیای کلاسیک» قالبی باشد برای مضامینی که با «عدم قطعیت» و «ساختار شکنی» این همانی دارد! و اینجاست که همان وضعیت متناقض پست مدرن اتفاق می افتد؛ آنجا که هر «تزی» به «آنتی تز» خود مبدل می شود و هر «ماهیتی» به «شکل» خود خیانت می کند!!&lt;?xml:namespace prefix = o /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;BR&gt;با پذیرش این موضوع، «غزل» بر خلاف پیشینه «تغزلی» خویش، هویتی مفلوج و مفلوک می یابد؛ دانای کل همه چیز دان آن در این جریان مبدل به روایت «چندصدایی» می شود، همخوانی واژگان و طنطنه گفتار به بازی های زبانی و چندآوایی منجر می شود و شوخ چشمی، غمزه و عشوه های ضمیر اشاره غزل به مضحکه ای توام با فاجعه منتسب می گردد!! پس با داشتن نگاه استقرایی، این جریان شعری نه بطور تام که برخی ابزارهای تفکر پست مدرن را در شعر خود گنجانده است.&lt;o:p&gt;&lt;BR&gt;اما با داشتن دیدگاهی فلسفی (رسیدن از کل به جزء)؛ ادعای غزل پست مدرن «توهمی» بیش نیست!&lt;o:p&gt;&lt;BR&gt;شاعران منتسب به این جریان شعری تنها با استفاده از ابزارهای این وضعیت فکری، همان مضامین دستمالی شده همیشگی را تکرار می کنند و در بهترین حالت ممکن شعرشان گسستن سلسله ای از تداعی معانی هاست. درصورتی که تفکر پست مدرن نه این نگاه های «معرفت شناسانه» که رویکردی «هستی شناسانه» دارد! چه بسیار غزلسرایانی که جویده جویده صحبت کردن های یک عاشق آسمان جل خل و چل را به اسم «بازی های زبانی ویتگنشتاینی» و شعرشان را رجوع به گوهر پست مدرن می نامند(!). درصورتی که اصولا شعر پست مدرن یعنی حرکت «مدلول» به سمت «دال».&lt;o:p&gt;&lt;BR&gt;به قول «محمد قوچانی»:&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: rgb(255,51,51)&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;ما ایرانیان استعداد زیادی در «شومن» کردن فیلسوفان داریم. احساس نگارنده نیز با مطالعه دیدگاه تئوریسین های غزل پست مدرن، مبدل شدن «لیوتار»، «دریدا»، «بودریار» و... به شومن هایی بامزه است!&lt;o:p&gt;&lt;BR&gt;با اشاره مجدد نگارنده بر دیدگاهی فلسفی، احساس می کنم جان تفکر پست مدرن&lt;SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;در کشور را شاعران منتسب به «دهه هفتاد» بهتر از این عزیزان غزلسرا درک کرده اند.&lt;o:p&gt;&lt;BR&gt;(تلاش می کنم پستی نیز به شاعران دهه هفتاد اختصاص دهم.&lt;/o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;)&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 16 Jun 2008 11:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=monshionline&amp;postid=16</comments>
<dc:creator>monshionline</dc:creator>
<guid>http://monshionline.blogfa.com/post-16.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فانتزی تراژیک (نگاهی به فیلم «سوئینی تاد» جدیدترین ساخته «تیم برتون»)</title>
<link>http://monshionline.blogfa.com/post-15.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 173px; HEIGHT: 257px&quot; alt=&quot;&quot; hspace=1 src=&quot;http://moviepatron.com/blog/wp-content/uploads/2007/07/sweeny_sm.jpg&quot; align=right vspace=1 border=1&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;آثار «تیم برتون» جوابیه محکمی است به آنها که «آوانگاردیسم» سینما را در این سده با عبور از کلان روایت هایی همچون «عشق»، «نفرت» و «خیانت» برابر&lt;SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;می دانند! به آنها که فارغ از ابزار «فضا سازی» و «شخصیت پردازی»، پیشرو بودگی در سینما را به پیچیدگی ها و گسست «روایت» و انهدام سازمان ارزشی شخصیتها خلاصه کرده اند!&lt;?xml:namespace prefix = o /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;BR&gt;تیم برتون، خصوصا در فیلم آخر خود (سوئینی تاد)، دیگر باشی خود را نه در عناصر «تماتیک» که در عناصر «سبکی» و نحوه به تصویر کشیدن قصه جستجو می کند. اگر «سوئینی تاد» را مورد مداقه مضمونی قرار دهیم یک تراژدی کاملا کلاسیک را می یابیم که مشحون از قهرمان و ضدقهرمان و مبتنی بر عشق آتشین، خیانت، نفرت والبته امید است. خط روایی اثر کاملا خطی و «ریتم» قصه نیز کاملا کلاسه شده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;BR&gt;اما آنچه «سوئینی تاد» را در بین تراژدی های دیگر متمایز می کند «فضاسازی» فیلم و ترسیم موقعیتی دیگر برای قهرمان داستان است. دقت کنید به کنتراست فضای لندن همیشه تاریک و ابری با صحنه های امیدبخش اثر که شبیه زندگی در دنیای داستان های مصور کودکانه است!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;BR&gt;برتون در این فیلم به زشتی نیز رنگ غلیظی از زیبایی بخشیده و هیچکدام از صحنه های خونین قتل، کوره آدم سوزی و پختن پیراشکی از گوشت قربانیان، خشونت بار ومنزجر کننده نیستند و همچون دیگر فیلم هایش نوعی فانتزی بر تمامی ارکان روایت وی سایه انداخته است. وی از دیالوگ های موزیکال نیز برای انتقال بهتر این حس به مخاطب کمک می گیرد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;BR&gt;بازی خیره کننده شخصیتها خصوصا «جانی دپ» (سوئینی تاد) نیز در این کار از نکات قابل توجه فیلم است. اما آنچه در این فیلم از ذهن نگارنده پاک نمی شود سکانس پایانی فوق العاده کار است؛ آنجا که عاشق انتقام جوی قصه، تیغ تیزش را بر گلوی محبوب خود نیز می گذارد و خود نیز با سرنوشتی مشترک و مشابه، قاب زیبایی را از یک عشق خونین و آتشین به تصویر می کشد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &quot; Nazanin?;? B&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot; size=2&gt;دیدن فیلم زیبای «سوئینی تاد» را به تمامی دوستانم پیشنهاد می کنم&lt;/FONT&gt;. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 01 Jun 2008 14:06:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=monshionline&amp;postid=15</comments>
<dc:creator>monshionline</dc:creator>
<guid>http://monshionline.blogfa.com/post-15.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خاتمی و سد سدید عافیت طلبی</title>
<link>http://monshionline.blogfa.com/post-14.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 255px; FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; HEIGHT: 178px&quot; alt=&quot;&quot; hspace=1 src=&quot;http://www.kermanema.com/upload/Image/talash1.jpg&quot; align=right vspace=1 border=1&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt; &lt;FONT size=2&gt;هرچند شخصاً با اسطوره گرایی، مرزبندی شدید دارم و تقلیل ساماندهی اوضاع در حد یک «چهره» را امتناع و انحراف سیاست ورزی می دانم اما گویی فضای آنتاگونیستی امروز و بحران هژمونی نخبگان، موازنه «تئوری و پراکسیس» را به نفع عمل گرایی به هم می زند و مجبورم با کسانی که از «خاتمی»، فتشیسم ساختند همگرایی کنم و اذعان نمایم: گویی یگانه راه حل برون رفت از وضع موجود، حضور دوباره «سید محمد خاتمی» است!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;BR&gt;چراکه تنها گزینه اصلاحات است که هم کاریزماتیک است و هم می تواند از دهانه مقبوض دستگاه ممیزی صلاحیتهای شورای نگهبان بگذرد. این دو مشخصه در هیچ یک از گزینه های دیگر اصلاحات، توامان نیست.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;BR&gt;از طرفی برخورد بدنه جامعه و روشنفکران و سیاست ورزان نیز در این مقطع به یمن خرابکاری های دولت مهرورز «احمدی نژاد»، منطقی و واقع بینانه تر از قبل شده است. چه اینک مردمی که خاتمی را به عدم توجه و تلاش در توسعه اقتصادی متهم می کردند، متوجه شدند که در غیاب دولت اصلاحات اینک دچار دولتی شده اند که به هیچکدام از جنبه های توسعه (غیر از توسعه مالیخولیا!) وقعی نمی نهد. این مردم اگر به اندیشه های اپیستمولوژیک، دموکرات خاتمی هم عنایتی نداشته باشند بطور حتم تفاوت قیمت مسکن و برنج و گوجه فرنگی را در این دو دولت به خوبی درک می کنند!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;BR&gt;از طرفی جامعه تحول خواهان بنیادین کشور، امروز می دانند که خاتمی به این نظام منگنه شده و نمی تواند در «پوزیسیون» قدرت، نقش «اپوزیسیون» را داشته باشد! و اینبار مجبورند بجای فشار توقعات خویش بر خاتمی، توقعات خود را نسبت به جایگاه وی تقلیل دهند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;امیدوارم خاتمی نیز در دیالکتیک «اخضاع عقل» و «اقناع دل» به برایندی فعالانه دست یابد و همچون خودخواهان دیگر، اکسیر محبوبیت خویش را فقط از شوکران عزلت و انفعال نجوید که بدون شک راه حلی بس ساده و سهل است و منتج به تسبیح و تمجید و تکریم وی می شود!&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;!&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Wed, 21 May 2008 22:38:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=monshionline&amp;postid=14</comments>
<dc:creator>monshionline</dc:creator>
<guid>http://monshionline.blogfa.com/post-14.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فی احوال شیخنا و مولانا پرزیدنت «محمود احمدی نژاد» (شوخی با رئیس جمهور محبوب ومردمی)(*)</title>
<link>http://monshionline.blogfa.com/post-12.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;آن صاحب دولت نه&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 297px; HEIGHT: 183px&quot; height=249 alt=&quot;&quot; hspace=1 src=&quot;http://kheirkhah.ir/media/Image/Weblog/Ahmadinejad-book.jpg&quot; width=296 align=right vspace=1 border=1&gt;م در ایران، آن عالم ربانی، آن غواص بحر یقین، آن آکل خیار و ماست، آن پرچم عدالت خواهان جهان، آن گنگ خواب دیده، آن رجایی زمانه، آن صاحب جمال، آن مارکوپولوی ایران، آن شاگرد مکتب «فردید»، آن معاند هیچکس الا زمین و زمان، آن دوستار «هوگو چاوز»، آن راوی اسرار غیب، غفرا.. ذنوبه.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;نقل است که چون زاده شد مرغان هوا گریستند و سه هزار گاو به یک باره ماغ برکشیدند و زلزله بر گور «مارکس» و «مائو» و «مارکوزه» افتاد. گفتند از آن روی که امروز مادری طفلی زائیده که «معجزه هزاره سوم» خواهد شد.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;گویند سرّ نیک اقبالی شیخ در قلمی بوده که در اوان کودکی از عالم معنا برایش نازل شده و در سنوات بعد نیز با همان قلم برای بوش و مرکل و پاپ نامه نگاری می کرده. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;نقل است که در اجماع سازمان ملل، با هاله ای نورانی دور سر حاضر و تا کلام از او صادر شد، ده تن مدهوش گشتند و چند تن خود را مضروب کردند و از هیبت آن کلام مرغان آمدند و آسمان سیاه شد و هزار و هفتصد و ده ترسا و جهود و گبر مسلمان شدند و زنّارها بریدند ونعره زدند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;همچنین نقل است با وکالت شیخ، فی الفور بوی نفت از سفره های مردم بلند شد و همانگونه که وعده دادی غول تورم این ملک را سوسک کرده و آن را تک رقمی نمودی!.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;از دیگر کرامات شیخ آن بود که توانست هفتاد میلیون نفر را در کابینه خود جای دهد. از این روی روزی سائلی از شیخ مسئلت کرد: « شما در شیخ «الهام» چه دیدی که فقط وی را دیدی و دیگران را ندیدی؟» وی از این سوال گریبان چاک داده و به بانگ بلند همی خواندی که: « آهسته و پیوسته، مهرش به دل نشسته، جونم به جونش بسته، عزیزم، عزیزم.»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;نقل است که ده شیخ نزد او شدند. گفتند: «همه چیز گران است. چه کنیم؟». گفت:«ارزان کنیم». گفتند: «چگونه؟» گفت:«وزیر عوض کنیم تا همه چیز ارزان شود». شیخ هر روز وزیر عوض کرد اما گرانی بیشتر شد!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;ده شیخ گفتند:«دیگر چه کنیم؟». گفت:«نخریم و نخوریم». ده شیخ نخریدند و نخوردند تا بمردند! و این از کرامات شیخ ما بود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;گویند که چون شیخنا وفات کرد، او را به خواب دیدند. گفتند: «آنجا با تو چه کردند؟» گفت: «اینجا مرا گفتند که عذاب تو همان بود که منتقدین در آن جهان در وبلاگهایشان با تو کردند!»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;پس خدای او را آمرزید. رحمت ا.. علیه.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;?xml:namespace prefix = v ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:vml&quot; /&gt;&lt;v:line id=_x0000_s1026 style=&quot;Z-INDEX: 1; LEFT: 0px; POSITION: absolute; TEXT-ALIGN: left; flip: x; mso-position-horizontal: absolute; mso-position-vertical: absolute&quot; from=&quot;3in,5.2pt&quot; to=&quot;414pt,5.2pt&quot; coordsize=&quot;21600,21600&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = w ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:word&quot; /&gt;&lt;w:wrap anchorx=&quot;page&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/w:wrap&gt;&lt;/v:line&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=1&gt;* گرته برداری از تذکره های «سید ابراهیم نبوی»&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;B Nazanin&apos;&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt; </description>
<pubDate>Sat, 17 May 2008 11:48:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=monshionline&amp;postid=12</comments>
<dc:creator>monshionline</dc:creator>
<guid>http://monshionline.blogfa.com/post-12.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چهار روز مرخصی استحقاقی</title>
<link>http://monshionline.blogfa.com/post-11.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;درخواست چهار روز مرخصی استحقاقی، جاده های به سوی مرکز جمهوری انقلابی اسلامی.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;ترمینال جنوب، مترو، میدان حر، سوئیت سی متری با حامد و اسماعیل و رضا و عارف، شبستان مصلا، انتشارات شانی، پاتوق غزلسرایان پست مدرن، مغالطه و ادعا و فحاشی، حداد عادل، نشر ماهی و نی و چشمه، مترو، دروازه دولت، سردر دانشگاه تهران، بوفه دانشگاه، هات داگ به حساب عارف، دانشکده فنی، تریبون، تصوف و معنویت نزد سی&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 265px; HEIGHT: 164px&quot; height=274 alt=&quot;&quot; hspace=1 src=&quot;http://www1.irna.ir/filesystem/86/02/12/727714-26-10.jpg&quot; width=356 align=right vspace=1 border=1&gt;د حسین نصر، تئاتر شهر، سالن سایه، نمایش غلتشن ها، ابزوردیسم قشری و مانیفست ماهوی، جای خالی سمیه، ژامبون هایدا، من و حامد، امتداد نوستالژی تا سوئیت سی متری، خواب، آرامش.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;صبح، من و احمد، شبستان مصلا، نشر مرکز و کاروان و داستان سرا و سوره مهر و ثالث، کسادی غرفه های وابسته، ارغنون، ازدحام خرید کتابهای کامیابی جنسی، جمع آوری برخی کتابهای ضد گفتمان حاکم، غرفه تبیین اندیشه های احمدی نژاد، دانشگاه تهران، من و حامد و اسماعیل، تریبون، مراد فرهادپور، پاچه خواری فیلسوفان مکتب فرانکفورت، میدان انقلاب، آش شله قلمکار، مهدی و احمد، فرهنگستان هنر، نمایشگاه عکاسی، اضافه شدن فرزاد، آیس پک، ماکارونی با محمد و کتایون، قدم زدن در خیابان ساکت و معنادار پاستور، ساختمان مجلس شورای ملی، سوئیت سی متری، تماشای سی دی تبلیغاتی نماینده لارستان در پارلمان هشتم، مطایبه و انبساط خاطر، خواب، آرامش.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt;صبح، من و مهدی، مصلا، رواق شرقی، بخش کودکان و نوجوانان و کتب خارجی، مترو، میدان حر، سوئیت سی متری، جدایی، ترمینال جنوب، جاده، شهر خمیازه، غر زدنهای سمیه.&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 09 May 2008 18:15:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=monshionline&amp;postid=11</comments>
<dc:creator>monshionline</dc:creator>
<guid>http://monshionline.blogfa.com/post-11.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>رویش درخت تغزل</title>
<link>http://monshionline.blogfa.com/post-10.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 246px; HEIGHT: 202px&quot; height=243 alt=&quot;&quot; hspace=1 src=&quot;http://gallery.photo.net/photo/1590450-md.jpg&quot; width=286 align=right vspace=1 border=1&gt;آنچه نگارنده را به نوشتن این سطور واداشت، حسی بود خوشایند از بروز استعدادهای جدید شعری لارستان. شهری که تا قبل از این اغلب شعرایش از شعرهایشان یا ابزاری می ساختند برای خرید شفاعت دنیا و عقبی و وسیله ای برای حصول آبرو و مقام! یا سنگی ناشاعرانه بر سینه خود می زدند و خطی کاسبکارانه به حساب خود می کشیدند! و یا در نهایت امر نگهبان بی شکوه مزار شعرای قبل خویش بودند! اما طیف جدید شاعران این اقلیم در قالب «انجمن شعر آفتاب» که بیش از چهار سال است بطور مستمر شکل می گیرد، توانسته اند خود را به عنوان وزنه های شعری منطقه معرفی کنند.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;یکی از چهره های شاخص این محفل «خلیل روئینا» است که هرچند سرودن شعر را بسیار دیر شروع کرد اما پختگی شخصیتی اش در این سن توانست اکسیر اندیشگی را به اشعارش تزریق نماید. اشعر وی که غالبا غزل هستند در عین داشتن وزن های سخت و نامتعارف از چنان ظرافتی برخوردار است که به حتم برای خوانش آن به هرمنوتیک نیاز است. توجه وی به واژگان همخوان و تسلط به بیان نو در ساحت زبان پیراسته و پرداخته و توجه به درونمایه ها و مضامینی که هریک به نوعی از «وهن» انسان امروزی می گوید.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;روئینا هرچند در اشعار متاخر خود (به اعتقاد نگارنده) به ورطه تغزل پراستعاره و پردست انداز و بدخوان افتاده اما پتانسیل عظیم وی در پرداخت شاعرانه هر موضوعی همچنان همگان را به تحسین وامی دارد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;«مریم کامیاب» به عنوان پدیده نو این انجمن توانسته است زلالی واژه های تراشیده و بلورین آهنگ دار را به قالبی زیبا برای مضامینی بکر و امروزی مبدل کند و با شروع طوفانی، توقع همگان را از خویش استعلا دهد. بی شک وی با تسلطی که به عروض شعری و تکنیک های غزل سرایی امروز دارد و در سایه ارتباط و تعامل خوبی که با دیگر غزل سرایان مطرح دارد می تواند مطلعی برای خورشید غزل نو در این جغرافیا باشد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;«عبدالرضا مفتوحی» بواسطه طنازی ذاتی خود و لطایف اشعارش از چهره های شناخته شده تر این محفل است که به حق بایستی تلاش و پیشرفت وی را در این عرصه ستود. اشعار وی به لحاظ ریتم بسیار خوش خوان و روان است و شیطنت های همیشگی اش از ذات «شاعر» به بطن «شعر» تزریق می شود. تجربه های وی در حوزه زبان و بافت فولکلوریک و عامیانه نیز از تجارب جذاب و موفقیت بخش بوده است. اما نگارنده معتقد است وی همچنان از تشتت موضوعی و نیافتن «تفرد» خویش رنج می برد!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;«عاطفه آریان»، «مهدی کوه پیما»، «حسین طاهری» و «فیروزه خرم بخت» که اعتقاد درام همچنان در پی آزمون و خطا و در جستجوی یافتن لحن شخصی خود هستند نیز دارای پتانسیلی اند که هرآن می توانند از شعرای کهنه کارتر انجمن سبقت بگیرند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;«عنایت سیار» نیز که عضو پاره وقت این محفل است در سایه ترسیم فضاهای متفاوت و آوانگارد در قالب زبان معیار و رفاقت هایی که با جریان های شعر استان دارد توانسته با وجود اشعار کم، جایگاه بلندی یابد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;اگر به تمامی این شاعران کلاسیک نام هایی همچون «نوید بازیار» و «صادق اخضری» که بیشتر در حوزهشعر آزاد و زبان گفتار تجربه دارند اضافه کنیم، ترکیبی حاصل می شود که حداقل تاکنون در نوع خود بی سابقه بوده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt;بی شک اگر درکنار چهره های شعر لار، شعرای کل منطقه لارستان را به تشریک مساعی بیشتر فراخوانیم، وزنه ها و جریان شعری استان از شمال آن به سمت جنوب سنگینی می کند.&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;B Nazanin&apos;&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 21 Apr 2008 23:02:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=monshionline&amp;postid=10</comments>
<dc:creator>monshionline</dc:creator>
<guid>http://monshionline.blogfa.com/post-10.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خواب خوش خرگوشی رسانه ملی</title>
<link>http://monshionline.blogfa.com/post-9.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 256px; HEIGHT: 182px&quot; height=215 alt=&quot;&quot; hspace=1 src=&quot;http://www.dourbin.net/media/image/2006/09/3138_orig.jpg&quot; width=301 align=right vspace=1 border=1&gt;امروز سری به نشریات آرشیوی ام در سال های دور زدم. از میان کلی مجلات سیاسی، ادبی و هنری، شماره 48 هفته نامه «مهر» (اول اردیبهشت ماه 77) توجهم را جلب کرد. ورقی زدم و بعضی مقالات را مجددا خواندم. مطابق مشی کلی آن هفته نامه خاطره انگیز و دوست داشتنی، بازهم پرونده ای در مورد «صدا و سیما» داشتند و حسابی حالش را جا آورده بودند! چند نکته از انتقادات درج شده در آن شماره را می خوانیم:&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;«وقتی در فیلم ها و مجموعه های خارجی، زن زیبایی دیده می شود ناگهان تصویر دچار بلای آسمانی گشته بطوری که بیننده تصور می کند دچار اختلال بینایی شده است!»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;«در تلوزیون ما، کلوزآپ (نمای نزدیک) زن وجود ندارد یعنی نباید وجود داشته باشد. همانطور که در جامعه ما، زنان در «مدیوم» و «لانگ شات» ظاهر می شوند! ظاهرا در قانون شرع آمده است که کلوزآپ حرام است(!).»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;و یا در مقالاتی دیگر که (نقل به مضمون) در ممنوعیت به تصویر کشیدن سازهای موسیقی و پشت گل و بوته نشان دادن نوازندگان را به نقد کشیده بودند؛ مثله کردن فیلم های سینمایی بطوری که ارتباطات «غیر فامیلی» در آنها را حتما باید «فامیلی» ببینیم(!).&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;یکسویه نگری و جهت دهی به افکار عمومی در اخبار، استحاله دلقکان تلوزیونی به منتقدان و مفسران آگاه اجتماعی، هنری، سیاسی و...، ترویج لمپنیسم، روند رو به رشد بازاری کار کردن و «دقیقه مزدی» سازندگان برنامه ها، استفاده از طیف خاص و کم تعداد کارشناسان و قحطی رجال کارشناس، بی محتوایی و آبکی بودن سریال هایی که غالبا پایانی قابل پیش بینی دارند و موارد متعدد دیگر. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;فکر کنم متوجه غرض نگارنده در این یادداشت شدید؛ درست است! در این ده سال همچنان موارد فوق مصداق دارد و می شود تمامی آنها را بدون ذره ای حذف بکار برد! این موضوع واقعا دردناک و تاسف آور است. در عصری که کارکردهای رسانه ای بطور روزانه سیاستگذاری می شوند و نفوذ بر مخاطب و روانشناسی مخاطب از تاکتیک های اصلی هر رسانه ای است، رسانه بلانسبت «ملی» ما همچنان در تاریکخانه ذهنی مدیران خود دور تسلسل را می پیماید! البته این شاید مرضی مسری است برای تمامی رسانه هایی که خود را بی رقیب می دانند! آنجا که داشتن تلوزیونی مستقل و «غیر حکومتی» برای مردمانش آرزویی بیش نیست!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;اما نکته جالب اینکه یکی از مقاله نویسان «مهر» نیز ده سال قبل این آینده را پیش بینی کرده است:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt;«اما از محاسن صدا و سیما این است که کارش را انجام می دهد و ساز خودش را می زند! و جای هیچ نگرانی نیست... قرار نیست که ملاک، کارایی و مفید بودن باشد. بحث و انتقاد ما هم درد دل دوستانه ای است چون خیالمان راحت است که خواب ناز مسئولین صدا و سیما را برهم نمی زنیم!&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-bidi-font-family: &apos;B Nazanin&apos;&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 09 Apr 2008 22:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=monshionline&amp;postid=9</comments>
<dc:creator>monshionline</dc:creator>
<guid>http://monshionline.blogfa.com/post-9.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
